انسان با ياد خدا آرامش ميگيرد چراكه اوج محبت انسان تنها در وجود لايزال الهي معنا و قوام پيدا ميكند. انسان وقتي هم آغوش رحمت خداوندي است، در اوج لذت و زيبايي است. بدون شك بعد از خدا مادران آسماني چنين نقشي را براي آدمي خواهند داشت و هم آغوشي در مهر مادري باز تجربه از جنس آرامش الهي است. فيلم شيار143 مخاطب را به فطرت پاك دوران كودكي دعوت ميكند كه در سكانس پاياني فيلم گويي در آغوش مادر خود هستيم و حالا وقت باريدن و خالي شدن است.
فيلمي كه حس و حال مادري داشته باشد، بدون شك احوالات آدمي را تحت تاثير خود قرار ميدهد. درخشش دو زن، يكي در نقش نويسنده و كارگردان و ديگري در نقش بازيگر اصلي فيلم حس و حال كاملاً لطيف مادرانه به فيلم داده است. نگاه مهربان و دلسوز مادرانه در فيلم موج ميزند و بايد روح زنانه محوريت در فيلم ميداشت وگرنه نتيجه كار اينقدر شفاف و زلال و باور پذير نميشد. با فيلم به راحتي ميتوان اشك ريخت، همانند اشكي كه در پيشگاه مادر در دوران كودكي ميريزيم. در اين فيلم هم آغوشي يك مادر با نوزاد را ميتوان با تمام وجود لمس كرد. براي آنكه فيلم روان، ساده و صادقانه احساسات مادرانه را نشان ميدهد. كارگردان به راحتي ميتوانست با رويكردهاي ايدئولوژيكتر فضاي كار را رنگ و لعاب آرمانها و ارزشهاي دفاع مقدس و. . . بدهد. اما فيلم پيام نميدهد و فقط بيننده را دعوت به تجربه كردن حس مادرانه ميكند. فيلم برعكس فيلمهاي ديگر كه در مورد خانواده شهدا به خصوص مادر شهيد ساخته شده است. مغموم، سرخورده، منفعل، طلبكار، زخم خورده از جامعه و. . . نيست و اين به خاطر نگاه بيغرض كارگرداني كار است. كارگردان سعي كرده است فقط و فقط به مادر شهيد نزديك شود و به بهانه مادر شهيد حرفهاي ديگر اجتماعي، سياسي و ايدئولوژيك خود را نزند. مادر مهربان، با صفا و بيادعاي فيلم همه را با خود ميكشاند. بازي مريلا زارعي در فيلم فوق العاده است. هنوز سكانس كه از خوشحالي شنيدن زنده ماندن يونس به كوچه ميرود و همسايهها را خبر ميكند، در ذهنم زنده و پوياست. ضعفهاي فني فيلم به خصوص در بخش تصوير برداري ميتوانست كار را نمايانتر نگه دارد. نماهاي رو دست دوربين ميتوانست با دقت بيشتر نسبت به سوژه و تركيب بندي حركت كند. شروع فيلم ميتوانست بهتر از اين باشد. كارگردان ميتوانست پلانهاي بيشتر و جزئي تري را به فيلم اضافه كند. به طور مثال در سكانس پاياني توجه دادن مخاطب به در آوردن كفش توسط مادر، يا نماهاي بستهتر كه رويكرد اكتشافي به سكانس باشد و از نماهاي باز نبايد به آن سرعت استفاده ميشد، اما با همه اينها فيلم سرزنده و سرحال بود و ديدن آن لذت بخش.